فصل اول‌


بررسي علم و پيش‌رفت فكري در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌

 الف‌. زمينه‌ٴ عمومي‌

از آنجا كه ممكن است خواننده خواهان پاره‌اي آگاهي‌ها از تاريخ سياسي سده‌هاي ميانه باشد، براي يادآوري و شناساندن محيطي كه علم و دانش در آن مي‌توانسته پرورش يابد و پرورش‌ يافته است‌، اشاره‌هاي چندي كفايت مي‌كند.1 عوامل سياسي و اقتصادي اهميت آشكاري دارند؛ حتي مي‌توان گفت اهميت آنها بنيادي است‌. ((اول به زندگي‌ات برس‌، بعد فلسفه بباف‌.)) اگر مردم‌ دراثناي جنگ يا در هنگام تاراج شهرها كشته شوند يا اگر آشوب يا ستمگري اجتماعي روح يا جسمشان را به ورطه‌ٴ هلاك كشاند، اميال معنويشان تباه مي‌شود. مردم نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌ براي ايفاي وظايف انساني خود، يعني آفرينش ارزش‌هاي معنوي‌، چه فرصت‌هايي داشته‌اند؟ بهتر است ببينيم‌.
خوب است پيش از همه متوجه رم شويم‌، كه هنوز در نيمه‌ٴ اول قرن سرور اروپاي باختري‌ بود. از جشن يوبيلي 1300 بعداً سخن خواهيم گفت‌، ولي اين حادثه در عين حال رويدادي‌ سياسي و مذهبي بود. همين مطلب در مورد فتواي بونيفاكيوس هشتم در سال 1302 صادق‌ است‌، كه در آن مدعي برتري خود بر فرمان‌روايان غيرروحاني اروپا شده بود. خود ايتاليا، اعم از قلمرو پاپي و غيرپاپي‌، نمونه‌ٴ خوبي براي آشوب سياسي بود. حتي فلورانس بر اثر جدال ميان‌ گروه‌هاي نِري (= سياه‌ها) و بيانكي (= سفيدها) دونيمه شده بود. كسب و كار اين شهر بر اثر


1 .با استفاده از جدول زماني تاريخ جديد دوشيزه م‌. موريسُن‌، از 400 تا 1870 م (لندن 1908)، يا تجديدنظر عالي خلاصه‌ٴ مطالب كارل پلوتس تحت عنوان‌ دايرةالمعارف تاريخ جهان‌، كه زير نظر ويليام ل‌.لانگر تهيه شده (1250 ص‌، بوستن 1940)، اين جهت‌گيري را مي‌توان روشن‌تر ساخت‌. اين كتاب‌ها براي مورخ‌ همان ضرورتي را دارد كه تلسكوپ براي منجم‌.